السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

274

جواهر البلاغة ( فارسى )

شاعر بين نهى در شرط و اصاخه يعنى گوش فرا دادن در جزا همانندى و ازدواج پديد آورده است ، يعنى لجاجت را هم بر شرط مترتب ساخته و هم بر جزا . و مانند سخن او : إذا احتربت يوما ففاضت دماؤها * تذكّرت القربى ففاضت دموعها « 1 » روزى كه آن قبيله مىجنگد پس خونهايشان جارى مىگردد ، خويشاوندى و پيوند خويش را به ياد مىآورند پس اشك‌هايشان جارى مىشود . زاوج بين الاحتراب أى التّحارب و بين تذكر القربى فى الشّرط و الجزاء به ترتيب الفيض عليهما . شاعر ميان « احتراب » ( جنگيدن ) به معنى « تحارب » ( باهم جنگيدن ) و ميان يادآورى خويشاوندى در شرط و جزا مزاوجت و همانندى پديد آورده است . يعنى هم « فاضت » را بر شرط مترتب ساخته و هم بر جزا . و در فارسى مانند اين بيت صاحب حدائق البلاغة : چون مرا بينى شود لطف مبدل با عتاب * چون ترا بينم شود صبرم بدل با اضطراب 15 - الطىّ و النشر الطّىّ و النّشر أن يذكر متعدّد ثمّ يذكر ما لكلّ من أفراده شائعا من غير تعيين اعتمادا على تصرّف السّامع فى تمييز ما لكلّ واحد منها و ردّه إلى ما هو له . 15 - طى و نشر ( لف و نشر يا به هم پيچاندن و باز گشودن « 2 » ) طى و نشر اين است كه چند چيز ذكر گردد سپس آنچه مربوط به هركدام از آن چيزهاست به گونهء پراكنده و بدون تعيين گفته شود ، براساس اعتماد به عمل كرد شنونده در تشخيص دادن آنچه براى هريك از آن افراد است و بازگرداندنش به آنچه براى آن است . ضمير « منها » به « افراد » باز مىگردد . و هو نوعان : الف - إمّا أن يكون النّشر فيه على ترتيب الطّى .

--> ( 1 ) - اين شعر نيز از ابى عباده است . ( 2 ) - در تعريف لفّ و نشر مىتوان گفت اين است كه : نخست چند چيز ذكر گردد ( لفّ ) و آنگاه چند چيز ديگر كه هريك از آنها وابسته به يكى از چيزهاى قسمت نخست است گفته شود . ( نشر )